چگونه چنین زندانی ام کردی؟
بهار,م
کاج همیشه سرسبز آخرین دره پرجویبار
چگونه چنین پائیزی ام کردی
نمی دانم
برچسب: نویسنده: طاها حسینی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 5:17
آتش گرفته
و تو می وزی
نسیم...
گر می گیرم
نابود می شوم
برچسب: نویسنده: طاها حسینی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 5:17
تیری در تاریکی باشد
و شاید الان نمی خندی...
نمی خوری.. یا موسیقی شاد گوش نمی کنی
شاید
این نوشته حالت را خوب کند
اگر ساده لوح نباشم...
شاید
وسط یک مهمانی مجلل هستی
بلند می خندی
موسیقی شاد گوش می کنی
و با از ما بهترانی
و من در اندیشه تو
به باران چشم دوخته ام
شاید
من نیاز دارم بنویسم؛
دوستت دارم...زیبای من
و در کنار تو ام
بی آنکه در طمع جوابی باشم
برچسب: نویسنده: طاها حسینی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 5:17
با همه به هم خوردنهای امواج چند صد متری
غرش و باران و تلاطم و خود زنی ها
که حتی صدای غرش رعد و برق به گوش نمی رسید
به تو که رسیدم شدم اقیانوس آرام
برچسب: نویسنده: طاها حسینی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 5:17
گم شده بودم
سرگردان
گرسنه
تشنه
بی امید
بی ابر و بی مرغ دریایی
صبح تو را دیدم که خوابیده بودی
نگاهت کردم یک دل سیر
به ساحل, رسیدم
برچسب: نویسنده: طاها حسینی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 5:17
لب همان جاده ای که دلتنگ می شوم
لب دریا
لب ساحل
همان قلب پرتلاطم من است
اگر مقایسه, ای قرار است بکنی
با لب آتشفشان مقایسه کن
آتشفشان عشقم...
قولهایت فراموش نشود
نرگس دریایی
در دکان من همه جوره متاعی است
اما
من شعر و احساس
نمی فروشم
برچسب: نویسنده: طاها حسینی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 5:17